مَبثوثات

مَبثوثات



پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

برای مادری...

چهارشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۸:۳۱ ب.ظ

از سر تنهایی می آید، روی تختم می نشیند و زل میزند به من...

حتی نیم درجه نگاهم را نمیچرخانم تا ببینیمش یا حالش را بپرسم...

مشغول کار خودم هستم...

آه سردی می کشد و بلند می شود و می رود...

صدای ضعیفش را می شنوم که زیر لب زمزمه می کند: زمانه،زمانه ی تنهایی شده!!!


مادرم،

ببخش که تمام محبتم به تو خلاصه شده در اینکه وقت آمدم از دانشگاه بپرسم: مامان کو؟؟؟

ببخش که میخواهم باشی...اما قدردان بودنت نیستم...ببخش!


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۲/۰۲/۱۱
خانم سین

مادر

نظرات  (۵)


مشتاق دیدار
پاسخ:
به به....بلاخره شما باز افتخار دادید و برگشتید به فضای مجازی...
ممنون. ولی من نمی شنوم.
پاسخ:
بایست صبر کنید بار اول تا بارگذاری بشه صوت...
دست عشق از دامن دل دور باد ! / می توان آیا به دل دستور داد ؟!
پاسخ:
آمین!!

خلاصه ی همه ی خوبی ها در یک کلمه است:  مادر


مطلبتون بسیار زیبا بود.اما دلم خیلی گرفت.
پاسخ:
موقعی که نوشتمش دلم حسابی گرفته بود...
سلام تسنیم جان
عیدت مبارک
پاسخ:
عید شمام مبارک محب جان!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">